آسمانی ها

مسائل مربوط به بانوان و روشیزگان

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

 

 

فکر می کنم اشتباه نباشد اگر بگوییم که تعداد کمی از ما در زمینه جنسی آموزش رسمی دیده ایم. واقعیت این است که موضوع سکس چیزی است که اکثریت مردم از آن آگاهی کافی ندارند. میل جنسی معمولاً توسط افراد ناآگاه و آنها که افکار بیمار دارند، سوء تعبیر می شود. اگر کمی به آن فکر کنید، می بینید که بیشتر آن چیزهایی که ما درمورد سکس یاد گرفته ایم،از والدین، معلمین، دوستان و افراد فامیل است. و متاسفانه هنوز خیلی از ما آن مطالبی که یادگرفته ایم را باور داریم.
این افکار و فرضیه های غلط درمورد رفتارهای جنسی به طور ویژه متوجه آقایون است. شاید مخرب ترین باور نادرست این باشد که انزال مردها بالاترین نمود قدرت و توانایی جنسی مردانه است. اما این اصلاً حقیقت ندارد. در دنیای تمایلات جنسی، این مسئله کاملاً ثابت شده است که مردها، برخلاف زنها، وقتی انزال می کنند......

انرژی حیاتی خود را از دست می دهند. براساس گفته های حکیمان چین قدیم که اطلاعات و آگاهی زیادی درمورد سیستم انرژی بدن انسان داشتند، مردها با هدر دادن انرژی جنسی خود، عمر خود را کوتاه می کنند. گفته می شود که به خاطر همین الگوی رفتاری مخرب است که عمر زنها بالاتر از مردها می باشد. از اینها گذشته، اکثر مردهای آموزش ندیده با انزال های بیشمار در طول زندگی از نظر جنسی خود را تخلیه میکنند. چینی ها در گذشته مشاهده کرده بودند که وقتی ذخیره انرژی حیاتی یک مرد خالی شود، او احساس خواهد کرد که قسمتی از وجود خود را از دست داده است. متخصصین مطالعات جنسی چین قدیم، به مایع منی بعنوان مایع زندگی بخش و حافظ زندگی نگاه می کردند. یک قطره از مایع منی از نظر قدرت برابر با صد قطره خون بوده است. اگر این صحیح باشد، هر بار که یک مرد انزال می کند، با از دست رفتن انرژی روبه رو می شود که مثل این می ماند که خون اهداء کرده باشد. اگر این اتفاق هر از چند گاهی بیفتد، مشکل بزرگی نیست اما طبق بررسی ها یک مرد امریکایی به طور متوسط 5000 بار در طول عمر خود انزال دارد و این برابر با تقریباً 4 گالن مایع منی می باشد. پیام این اخبار کاملاً واضح است: رفتارهای جنسی هوشمندانه موجب یک برنامه عاقلانه و فردی برای حفظ و ذخیره مایع منی می شود.
بعضی از مردها اولین باری که درمورد سکس بدون انزال می شنوند، وحشت می کنند. از این گذشته، این کاملاً مخالف با آمادگی آنهاست. این ترس به این دلیل است که مجبور خواهند بود لذت جنسی خود را قربانی یک فایده سلامتی انتزاعی کنند. بسیاری از این مردها به سختی سکس پویا بدون اوج ارضاء را قبول می کنند. از نظر آنها سکس کردن بدون انزال مثل کار کردن بدون مزد است. اما این کاملاً خلاف واقعیت است. حفظ مایع منی و خارج نکردن آن به هیچ عنوان مترادف عدم تخلیه لذت نیست. این روش حتی لذت را چندین برابر خواهد کرد.
برای اینکه علت آن را بفهمیم باید اول فرق بین انزال مردان و ارگاسم را بدانیم چون اکثر مردها آنها را یکسان می بینند. از این گذشته، از اولین تجربه های جنسی آنها، انزال و ارگاسم همیشه در یک زمان اتفاق افتاده بوده است. برای خیلی از مردها، شنیدن اینکه می توانند در زمانی غیر از زمان انزال، ارگاسم را تجربه کنند، غیر قابل باور است. بااین وجود، واقعیت این است که انزال و ارگاسم دو پروسه فیزیکی کاملاً متفاوت هستند و برای مردها خیلی مفید است که بفهمند چطور باید این دو را از هم تشخیص دهند. موفقیت چیزی جز استفاده بموقع از انقباضات درونی قوی درست مثل انقباضات بیرون کردن آخرین قطره ادرار نیست.
حفظ و ذخیره کردن مایع منی فواید بسیار زیادی دارد. برای افراد مبتدی، با حفظ بدنی جوان، نیرومند، و سالم با سطح انرژی بسیار بالا، شفافیت ذهن، و بالا رفتن نیروی جنسی همراه خواهد بود. نگه داشتن مایع منی باعث رابطه های نسی طولانی تر که لذت هر دو طرف را افزایش می دهد نخواهد شد، بلکه با این کار مرد از کاهش انرژی خود جلوگیری خواهد کرد. زوج ها اگر همراه هم برای به تاخیر انداختن و جلوگیری از انزال مرد تلاش کنند تا زمانیکه بهترین و مطلوبترین زمان برای آن فرا برسد، باعث می شود که لذت جنسی هر دو طرف به اوج خود برسد. آن حس تشدید لذت و صمیمیت بین دو نفر بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که قبلاً تجربه کرده اید.
مهم نیست که انزال مردانه چقدر با لذت همراه باشد، چون بسیار کم دوام است و عمر آن فقط چند لحظه است. این فقط یک آزادسازی موضعی در قسمت آلت مردانه و عضلات لگن است. این آزادسازی یک پدیده منفی است چون از طریق آن فقط انرژی از دست می دهید. ارگاسم پدیده ای کاملاً متفاوت است. ارگاسم جوان کننده و بالابرنده انرژی است. روی کل جسم، ذهن و روح تاثیر می گذارد. برخلاف انزال، ارگاسم می تواند بارها و بارها برای یک ساعت یا بیشتر تکرار شود بدون اینکه انرژی از شما از دست برود. وقتی مردی یاد بگیرد که چطور از انزال خود جلوگیری کند، هوشیاری بیشتر در عمل جنسی خواهد داشت و خواهد توانست ارگاسم را جایگزین انزال خود کند. وقتی فرد در این کار مهارت پیدا کرد، عادت جنسی انزال در هر ارگاسم در نظر او دیوانگی محض خواهد بود.
انزال مردانه آن اوج لذتی که تصور می کردیم نیست. اوج لذت فقط یک عادت بد است که از قدیم در روابط جنسی باقی مانده است.  یک مرد فقط در انزال بوده که لذت جنسی را تجربه کرده است. به این ترتیب، زمانی خواهد رسید که این قدرت جنسی آنقدر در مرد پایین می آید که دیگر به محرک های قبلی واکنش نمی دهد. احساس خواب آلودگی که اکثر مردها پس از انزال تجربه می کنند نشانه بسیار آشکاری از کاهش انرژی است. اما این علائم در خیلی ازمردها حتی از این هم فراتر می رود. از دست رفتن میل جنسی، آسیب پذیری، بدخلقی و افسردگی، بی تفاوتی، گوشه گیری از علائم بسیار متداول آن است. خیلی از مردها حتی پس از انزال از رختخواب بلند شده، لباس می پوشند و شریک جنسیشان را ترک می کنند. آیا تابه حال شنیده اید که زنی اینکار را بکند؟
بااینکه اکثر مردها انزال را لازمه رابطه جنسی می دانند، اما خیلی ها هم یاد گرفته اند که چطور انزال خود را نگه دارند تا لذت جنسی خود را بالاتر ببرند. یادتان باشد، متوقف کردن آزادسازی آلت تناسلی را نباید با متوقف کردن ارگاسم اشتباه بگیرید. مردهایی که در این زمینه آموزش دیده اند عملکرد واقعی ارگاسم را دانسته و می دانند که فرای لذت، ارگاسم وسیله ای است که فرد را به سمت هوشیاری بیشتر سوق می دهد.
الان دیگر وقتش رسیده که مردهای ما بازنگری روی رفتارهای جنسی خود داشته و از دیدگاهی نو به آن نگاه کنند. با کمی تغییر در هوشیاری، هر مردی با آموزش های مناسب می تواند به حفظ و نگه داشتن انرژی خود کمک کند. و این راهی خواهد بود به سمت اعتماد به نفس، هوشیاری و تکامل روحی بیشتر.

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 22:31  توسط مریم  | 

هشت واقعیت تلخ درباره ی زنان

 

 


استعمال دخانیات در مردان 10 برابر زنان است.با این حال باید گفت كه متاسفانه زنان كمتر از مردان موفق به ترك این عادت هستند و در اغلب موارد اعتیاد آنها برگشت‌پذیر است.علاوه بر این،درمان جایگزین نیكوتین نیز در زنان كمتر موثر واقع می شود.

در مورد سلامت زنان در جهان حداقل 8 واقعیت تلخ وجود دارد كه سلامت آنان را به شدت به مخاطره انداخته است.
1 - استعمال دخانیات در مردان 10 برابر زنان است.با این حال باید گفت كه متاسفانه زنان كمتر از مردان موفق به ترك این عادت هستند و در اغلب موارد اعتیاد آنها برگشت‌پذیر است.علاوه بر این،درمان جایگزین نیكوتین نیز در زنان كمتر موثر واقع می شود.


2- از بین مبتلایان به ایدز در منطقه صحرایی آفریقا، 61 درصد از آنها زن هستند.قابل ذكر است كه در آسیا و اروپا نیز،تعداد زنان مبتلا به ایدز به شدت در حال افزایش است.


3 - در حدود 15 تا 71 درصد زنان در جهان به علت خشونت‌های جنسی یا جسمی همسران‌شان رنج می‌برند.و این آسیب تحت تاثیر زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی است كه نهایتا نتایج و عواقب بدی برای سلامت زنان دارد.


4 - با اینكه ازدواج زود هنگام در اغلب كشورها كاهش یافته ولی با این حال،نزدیك به 100 میلیون دختر زیر 18 سال ازدواج می‌كنند،كه از این مقدار یك سوم از آنها مربوط به كشورهای در حال توسعه است.


5 - در حدود 14 میلیون نفر از دختران نوجوان هر سال مادر می‌شوند كه 90 درصد آنها در كشورهای در حال توسعه زندگی می‌كنند.


6 - هر روز 1600 زن و بیش از 10 هزار نوزاد به خاطر عواقب و عوارض قابل پیشگیری در دوران بارداری و زایمان فوت می‌كنند. كه باز هم 99 درصد از این مادران و 90 درصد این نوزادان مربوط به كشورهای در حال توسعه هستند.


7 - در اغلب كشورها،زنان مسوولیت پخت و پز منزل را به عهده دارند و متاسفانه اغلب آنها هنوز روی اجاق‌های سنتی اقدام به طبخ می‌كنند كه در نتیجه مخلوطی از انواع آلودگی‌های هوایی را تنفس می‌كنند و مبتلا به بیماری‌های تنفسی می‌شوند.این آلودگی مسوول مرگ نیم میلیون نفر از زنانی است كه از این بیماری‌های تنفسی رنج می‌برند.در طول بارداری نیز،قرار گرفتن در معرض این آلودگی باعث می‌شود كه جنین به صورت كم‌وزن به دنیا بیاید.حتی ممكن است باعث تولد نوزاد مرده شود.


8 - در جهان به‌طور كلی و در تمام سنین،زنان به‌طور قابل‌ توجهی بیشتر از مردان در معرض آسیب‌های چشمی هستند و از آن رنج می‌برند.با این حال همه این افراد دسترسی یكسانی به مراكز درمانی برای مداوا ندارند و به علاوه،تفاوت‌های فرهنگی در درمان و جراحی زنان هم نقش دارد.

منبع:salamat.ir

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:44  توسط مریم  | 

4 نوع از زنانی که مردان را از خودشان دور می‌کنند!

 

 

در این مقاله 4 نوع از زنانی که مردان از آنها دوری می‌کنند را توصیف می‌کنیم. امیدواریم شما جزء آنها نباشید.

1. ملکه‌های عیب جو
ملکه نمایش یک نوع شخصیتی است که بسیاری از خانمها را شامل می‌شود. این خانمها معتقدند که همه چیز یا خیلی خوب است یا خیلی بد. معنای لغوی ملکه، شخصی است دارای بی نهایت عکس العمل‌های احساساتی و مهیج.

هیچ حد وسطی برای این دخترها وجود ندارد. همه چیز یا بسیار عالی است یا فوق العاده وحشتناک. در ارتباطاتشان هم عیب جو، نالان، نق نقو، و اغلب اوقات بی حوصله هستند. همیشه نیازمند این هستند که چیزی بگویند.

از نظر آنها هیچ چیز درست نیست. علاوه بر این، این خانمها، انواع و اقسام روش‌ها را امتحان می‌کنند تا نظر آقایان را به خودشان جلب کنند. درصورتی که بحران‌های زیادی پیش روی آنهاست و آنها به دنبال کسی هستند که نجاتشان دهد.


2. پرنسس‌های خونسرد
این نوع از خانمها مطمئنا همسرانشان را هم مانند خودشان سرد و افسرده می‌کنند. آیا شما به همسرتان در جمع بی احترامی می‌کنید و با او بد رفتار می‌کنید؟ آیا همسرتان شما را گاهی کناره گیر توصیف می‌کند؟ با او گرم و صمیمی باشید چرا که او به خاطر همین رفتارهاست که تا دیروقت کار می‌کند و با زدن یک تلفن از آمدن به آن قصر یخی(خانه) عذر و بهانه می‌آورد.


3. خانم‌های اهل پز
این نوع از زنان اغلب خودشان را به رخ دیگران می‌کشند و معمولا موارد بسیاری برای خودنمایی مقابل دیگران دارند. او می‌تواند خودش را در قالب یک شخصی در سمت رئیس، یا صاحب یک مرسدس بنز نشان دهد. تا زمانی که او به این کارش ادامه می‌دهد همسرش هم تاوان این فضائل و کمالات را می‌دهد.

در مواقعی که زن صحبت می‌کند همسرش ساکت است تا مبادا نسبت به صحبتهای زنش مخالفت کند. مشکل این زنان این است که آنها از همه موقعیت‌ها استفاده می‌کنند تا خودشان را به رخ دیگران بکشند و با این کارشان همسرشان را ناراحت و آزرده خاطر می‌کنند.


4. خانم‌های درحال تغییر
این خانمها در برخورد اول با آقایان بسیار خوب و دلنشین به نظر می‌رسند. آنها تمایلات جنسی بالایی دارند و اغلب لباسهای کوتاه بسیار جذابی می‌پوشند. همیشه آرایش می‌کنند و بسیار آرام صحبت می‌کنند. همیشه مراقب هستند موهایشان آشفته نشود و این را به همسرانشان هم تذکر می‌دهند.

آنها به همسرشان کمی اخم می‌کنند، لبهایشان را جمع می‌کنند و سرشان را هم به طرف همسرشان کمی خم می‌کنند. قبلا او هیچ کدام از این مشخصات را نداشت اما درحال حاضر همه این ویژگی‌ها را داراست. زمانی که همسرش از محل کار به خانه می‌رسد، احساس می‌کند که با زن جدیدی رو به رو شده است.

چنین تغییر چشمگیری حس اعتماد و اطمینان بین آنها را کم می‌کند. مرد در این لحظه نمی‌داند چه اتفاقی افتاده و فکر می‌کند که او را قبلا می‌شناخته است.


در اینجا شما با زنانی که مردان از آنها دوری می‌کنند آشنا شدید. مردان فقط زنانی را می‌خواهند که خودشان(واقعی) باشند. زنان سرد، زنان اهل پز، درحال تغییر را فراموش کنید. اجازه دهید همسرتان شما را هر آنچه که هستید ببیند و عاشقتان شود.
aftabgardan2009.mihanblog.com

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:43  توسط مریم  | 

چرا بيشتر زنان امروزي ، رفتاري مردانه دارند

 



امروزه زنان برخلاف نسل هاي گذشته ، رفتاري شبيه مردان دارند . آنها به دانشگاه ها وارد مي شوند تا در زمينه شغلي رقابت كنند ( بجاي ازدواج و تشكيل خانواده !). گرايش بيشتري به روابط جنسي پيدا كرده اند ، الكل و مواد مخدر مصرف مي كنند . حتي در سطح حرفه اي در رشته هاي مختلف ورزشي رقابت مي كنند .

علم جامعه شناسي اين هنجار را " آزادگرايي جنسي " مي نامند. اما مفهوم آن ، در واقع معني لغوي اين واژه نيست ، بلكه بايد در عمق بررسي كرد و با ديدي علمي مفهوم آن را درك كرد. در اصل اين معاني ، برگرفته از يك سري از فرضيه هاي جامعه شناسي است كه در كتاب " اسطوره ي فرهنگ " جزئيات آن اشاره شده است ، بطور مثال علل اينكه چرا ما به يك علم جامعه شناسي واقعي و برگرفته از حقايق اجتماعي نياز داريم، را توضيح داده است .

اگر زنان، رفتاري مردانه دارند و معتقدان آن را آزادگرايي جنسي خطاب ميكنند ، يك مقدار بدبينانه است . مثل اين است كه بگوييم "زنان داراي رفتاري مردانه هستند ، چون همان آزادي هاي مردان را دارند! " ( به اين معني كه با آزادگرايي جنسي از قيد و بندها و محدوديتهاي موجود براي خانم ها ، رها شده اند )

براي اين هنجار ، در كنفرانس Rumpelstiltskin ، به دنبال نامي مناسبتر به معناي واقعي و بررسي آن پرداخته ايم.

اگر كسي بخواهد علت اين تغييرات در زنان را بطور صريح و قاطع شرح دهد ، حقيقتا" كاري سخت و در نهايت باز هم مورد انتقاد قرار مي گيرد . واقعا" علت اين تغيير رفتاري چيست ؟ استدلالهاي زيادي در اين مورد بيان شده ، اما مهم ترين علت آن ، ريشه در علم زيست شناسي دارد. تغييرات زيادي دست روي هم مي دهند تا اين حالت رقابتي بين زن و مرد پيش بيايد . يكي از آنها ، تغييرات هورمون هايي است كه هر يك در نوع خود ،مخصوص به زن و مرد است .

بررسي به روي اختلال عملكرد هورمون ها آنقدر ها هم ساده نيست . به عبارت ديگر ، نمي توانيم از آن ، تنها به عنوان يك دليل ساده براي اين تغييرات رفتاري اشاره كرد، چرا كه چگونگي كاركرد هورمون ها تأثيرات گوناگوني را در آداب رفتاري يك شخص دارد.

Elizabeth cashdan محقق علم انسان شناسي ، اين موضوع را بطور كامل مورد بررسي قرار داده است و صراحتا" اثرات اين هنجار رفتاري را در تغييرات جسمي زنان شرح داده است . وي معتقد است ظاهر زنان امروزي با رفتاري مردانه ، معمولا" با ظاهر خانماني معروف مانند Marilyn Munroe و scarlet كه داراي كمري باريك و سينه هايي بزرگ بودند ، متفاوت است. در برخي جوامع ، زنان داراي بالاتنه و كمرهايي پهن تر هستند و در آنجا اين گونه زنان از نظر مردان آن جامعه جذاب هستند ، مانند zulu( منطقه ناتالي در جنوب آفريقا) و يا انگليس و دانمارك كه مساوات بيشتري بين زن و مرد حاكم است .

در جوامعي كه زنان تحت فشار هاي زندگي ، همچون تأمين مالي و حضانت كودكان خود هستند ، افزايش هورمون تستوسترون در اين زنان ، تحمل ، قدرت و حس رقابت آنها را بالا مي برد. همچنين در بين هورمونهاي حياتي ، افزايش تستوسترون باعث تجمع چربي در ناحيه شكم وكمر مي شود و درنتيجه ظرافت زنانگي در مقايسه با ظاهرايده آل يك خانم، كاهش مي يابد.

تحقيقات Cashdan اساسا" سودمند است ولي آماري نيست و در گزارش خود، بطور وسيع به مقايسه جوامع مختلف نپرداخته است . در طي چند سال تجزيه و تحليلي بيشتر در جوامع و ظواهر خانم ها ، روز به روز ، با پيشرفت آنها در زمينه تحصيلات و كار ، ظرافت زنانه آنان نيز كاسته شده است ! ( مراجعه شود به مأخذ : علم تخيل : اسرار مغز جنسي )

زنان مادامي كه در حال پيشي گرفتن از يكديگر هستند ، توجهي به جذابيت و زيبايي ظاهري خود ندارند ، اين در حالي است كه در دهه 1950 ، زنان ميل بيشتري به ازدواج و تشكيل خانواده و در نتيجه رقابت در جذابيت داشتند چرا كه لازمه ي ازدواج در آن موقع ، دارا بودن ظرافت و ظاهري بهتر در زنان بود. اختلال در ترشح هورمون تستوسترون ، نه تنها باعث مردانه شدن رفتار زنها است بلكه بدني عضلاني و غير عادي را در آنها ايجاد مي كند.

همه عوامل اشاره شده ي فوق ، مسبب اين هنجار رفتاري در خانمان ( با رفتاري شبيه مردان ) و در مقابل پيشرفت آنها در زمينه هاي اجتماعي ، شغلي مي شود . اين هنجار به مرور زمان در اثر سازگاري بين كاركرد جسم و رفتار بدن اتفاق مي افتد و خانم ها را بسوي موفقيت هايي كه مي خواهند سوق مي دهد.

اغلب اوقات سازگاري بين ارگان بدن و كاركرد آنها در موجودات ، حكم كليدي را در تطابق با محيط زيستي آنها دارند . به عبارتي اگر عوامل زيست محيطي قفل و حس رقابت زنان كليد آن باشد ، تغييرات هورموني حكم بازكننده ي درب و يا سكوي پرتابي است كه باعث تغييرات رفتاري مردانه در زنان و كسب موفقيتهاي آنها در جوامع مي شود و در مقابل مي بينيم كه برخي مردها نيز تمايل به كارهاي خانه و بچه داري دارند كه جا دارد از ديگر تغييرات هورموني نيز در اينجا تشكر كنيم !!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:42  توسط مریم  | 

فواید در آغوش کشیدن و بغل کردن برای سلامتی

 

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

 

ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:

- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.

دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.

مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.

شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.

وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید

تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.

بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...

- احساس خوبی به شما می دهد.

- حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

فواید بیشتر بغل کردن

- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)

- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)

- قابل حمل است.

- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.

- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)

- روزهای شاد را شادتر می کند.

- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.

- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:40  توسط مریم  | 

توصیه هایی در تداوم زندگی زناشویی

توصیه هایی در تداوم زندگی زناشویی

 


عشق و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده است ؛ اما با گذشت زمان و سپری شدن شور و شوق دوران نخستین ازدواج ، گاه این فکر به ذهن همسران می آید که بعد از چند سال زندگی میزان علاقه آنان نسبت به هم چقدر تغییر کرده است . برخی از آنان ، هنگامی که در زندگی مشترک خود خدشه ای ببینند چنان از کوره در می روند و پل های پشت سر خود را خراب می کنند که دیگر نمی توانند روابطشان را نسبت به دیگری ترمیم کنند .
هدف از ارائه توصیه های زیر ، آموزش برای ارتقای سازگاری و توجه کردن به ویژگی های مثبت یکدیگر ، افزایش اعتماد به نفس ، کاهش اضطراب و تنش های موجود در جهت بهداشت و سلامت روانی است که موجب تداوم زندگی و جلوگیری از هم گسیختگی خانواده است.

1. خانواده یک مجموعه است :
مجموعه ای شامل زن ، شوهر و فرزندان و در مرحله بعد اقوام و خویشاوندان . خانواده زمانی موفق خواهد بود که در آن هماهنگی وجود داشته باشد و همه اعضا در یک محفل انس با کمال صمیمیت و شادی زندگی کنند . چون وجود هر نوع مشکل و ناهماهنگی حتی از سوی یک عضو ، کل خانواده را دچار ناراحتی می نماید ؛ بنابراین از هر نوع رفتاری نظیر طعنه زدن ، تحقیر ، مقایسه کردن و . . . پرهیز کنید .

2. زندگی مشترک ، عرصه کمال است ، نه صحنه پیکار.
بنابراین در رفع بحران ها مانند یک تن واحد عمل کنید ؛ یار و یاور هم باشید . کوشش نکنید بر دیگری تسلط یابید ؛ با هم و در کنار هم باشید نه رو در روی هم ! سعی کنید به قول « ابراهام مزلو » از « من واقعی » بگذرید تا به « مای واقعی » برسید.

3. از ابراز محبت نسبت به یکدیگر دریغ نکنید.
ابراز محبتِ به موقع در زندگی مشترک ، علاقه ، نشاط و طراوت به وجود می آورد . این امر فقط لازمه روزهای نخستین ازدواج نیست ؛ بلکه با گذشت زمان نهال نو پای زندگی به درختی تناور تبدیل می شود که نیاز بیشتری به آبیاری دارد ؛ با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم ، می توان این درخت تناور را برای همیشه با نشاط ، بارور و با طراوت نگه داشت.

4. عاشقانه به هم نگاه کنید.
نحوه نگریستن هر یک از ما به دیگری به « چگونه بودن ما » بستگی دارد ؛ نه به" چگونه بودن او ". همسران ، تماشاچی زندگی یکدیگر نیستند ؛ بلکه شریک مشاهده شده زندگی یکدیگرند.
زنی می گفت : از زمانی که ازدواج کرده ام ، شوهرم بیشتر ترجیح می دهد که به جای مصاحبت با من ، برنامه ورزشی تلویزیون را تماشا کند ؛ یک بار وقتی به او اعتراض کردم که « چقدر ژولیده ای » ، پاسخ داد : تو « هم شلخته ای ».
این بحث بیهوده و زیان آور نشانگر آن است که چگونه همسران به جای عشق ورزیدن به هم ، ممکن است در جستجوی بر شمردن عیب های یکدیگر باشند . این یک طریق نگاه کردن به زندگی است ؛ اما شیفتگی شما وقتی حاصل می شود که فکر کنید همسر شما فردی با شکوه ، ناب ، صمیمی ، خوش خلق و باهوش است . این شیوه نگرش به زندگی به ما می آموزد به جای این که عشق را جستجو کنیم ، با عشق و محبت به زندگی نگاه کنیم . « زبانِ نگاه » زبان مؤثری است . شما با نگاه کردن به طرف مقابل ، به او می فهمانید که به صحبت کردن با او علاقه مند هستید . اگر او سخن می گوید ، شما با تبسم ، به صورت و چشم او نگاه کنید . این حالات شما ، اثر معجزه آسایی در ایجاد صمیمیت و عشق شما دارد .
میل به صمیمیت نه فقط جنبه جسمی ، که جنبه روانی نیز دارد . این میل مکرراً به عنوان اشتیاق خاصی به خلوت و تنهایی در نظر زوج ها جلوه گر می شود . علاوه بر این ، اغلب در یک زوج عاشق شاهد به وجود آمدن زبانی رمزی و عبارت های محرمانه ای هستیم که افراد دیگر قادر به درک آن نیستند ؛ و نیز شیطنت ها ، اشاره ها و کنایه هایی که تنها عشاق آن را می فهمند .

5. بر اشتباه خود پا فشاری نکنید.
وقتی یکی از شما اشتباه کردید ؛ صادقانه و صمیمی به آن اعتراف کنید ؛ مراقب باشید که احساسات دیگری را جریحه دار نسازید . صداقت و اظهار پشیمانی و ندامت تنها علاج واقعه است ؛ زیرا قبول نکردن اشتباه و نپذیرفتن خطا ، اختلاف را دامن می زند ؛ تا زمانی که به اشتباه خود معترف نشوید و صمیمانه از همسرتان پوزش نخواهید ، رابطه زناشویی تان ترمیم نمی شود .

6. نخست باید بدانید هر موضوعی را به نوعی خاص با همسر خود در میان بگذارید.
اگر فکر می کنید گفتن اسرارتان ضرورتی ندارد و نگفتن آن آینده شما را تهدید نمی کند ؛ در برملا کردن آن اصرار نکنید . هنگام گفتن مسئله ای که در گذشته داشته اید ، ابتدا بخشی از آن را فاش نمایید ؛ بدین معنی که از مسائل کوچکتر شروع کنید و اگر دیدید همسرتان ظرفیت پذیرش آن را دارد ، به تدریج مسائل مهمتر را پیش بکشید .

7. در مطرح کردن مسائل ناخوشایند ، سعی کنید خود را هم دخالت دهید.
مثلاً به جای این که بگویید ، چرا با فلانی این طور برخورد کردی؟ بهتر است بگویید :" کاش با فلانی این طور برخورد نمی کردیم."

8. هنگام طرح مسئله با همسر خود ، هرگز جمله " تو با هیچ کس نمی توانی کنار بیایی" را به کار نبرید.
چون تنها همین جمله باعث می شود ، او دیگر هیچ وقت مسئله خود را با شما در میان نگذارد .

9. به جای جستجو در اعمال و رفتار همسرتان و یا تجسس در اوراق شخصی وی ، سعی کنید از خود او سؤال کنید.
شاید شما در اشتباه باشید . گفتگو با همسرتان در مورد مسئله ای که شما را به شک و تردید می اندازد ، موجب می شود مشکل آسان تر حل شود .

10. اشتباهات یکدیگر را به رخ هم نکشید.
زیرا پایه های زندگی مشترک را سست می کند و سپس ویران می سازد . از اشتباهات خود پند بگیرید : هنگامی که جراحت اختلاف ، التیام یافت سعی کنید صمیمی باشید ؛ اعتراف به گناه و عذر خواهی دلیل سعه صدر و پیشگیری از اشتباه مکرر است .

11. اگر خطایی از همسر خود دیدید ، زود از کوره در نروید و سفره دلتان را نزد هر کس باز نکنید.
به خصوص پیش پدر و مادر خود درد دل نکنید . زیرا این کار موجب سر افکندگی همسرتان می شود و امکان آشتی را بسیار ضعیف می کند. اگر رابطه شما با همسرتان تیره شد ، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید ؛ متین و خونسرد باشید و گرنه رفتارتان غیر منطقی می شود ؛ و ممکن است دست به کاری بزنید که موجب پشیمانی شما شود ؛ سعی کنید بر عصبانیت خود غالب شوید .

12. اگر می خواهید عشق و علاقه خود را به همسرتان تداوم ببخشید.
نخست باید یاد بگیرید که زمان کافی را برای با هم بودن و ابراز محبت اختصاص دهید . رابطه صمیمانه گذشته را تجدید کنید؛ به انگیزه عشق و ازدواجتان بیندیشید ؛ با همسرتان درباره نخستین روزهای آشنایی و دوران خوش زندگی گفتگو کنید ؛ زیرا یادآوری شادی ها و رویدادهای شیرین آن روزها ، هم وجودتان را گرم می کند و هم تازگی و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد کرد .

13. سعی کنید تلافی جو نباشید.
این نکته مهمی است ؛ اگر بخواهید به تلافی اشتباه همسر خود ، لجبازی کنید ، همه پل های رابطه با همسرتان را خراب کرده اید ؛ حسادت چشم عقل را کور می کند . کینه جویی انگیزه اشتباه های خطرناکی می شود که جبران ناپذیر است . در عوض ، گذشت و فداکاری ، فردی را که مرتکب اشتباه شده است ، برای همیشه نسبت به همسرش مدیون می کند .

14. انعطاف پذیر باشید.
انعطاف پذیری یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد سازگاری بیشتر و سلامت روانی است . با چشم پوشی و نرمش نسبت به برخی رفتارهای کودکانه و لجبازی ها ، نه تنها می توان از تنش های بی دلیل پیشگیری کرد ؛ بلکه می توان بنیان خانواده را بیش از پیش مستحکم تر کرد. مسائل و موارد اختلاف را صرفاً به نیت رسیدن به دیدگاه مشترک طرح کنید ، نه به تکرار و تثبیت کدورت و دشمنی .

15. صبر و بردباری همسر خود را به عنوان وظیفه او قلمداد نکنید.
بلکه متقابلاً در موارد مشابه ؛ با گذشت ، متانت و نکته سنجی ، قدردانی خود را نسبت به او ثابت کنید.

16. همسر آزرده ، شریک خوبی برای زندگی نیست ؛ یکدیگر را نیازارید.
و نیز اجازه ندهید یکنواختی و کسالت ، غبار غم بر زندگی شما بیافشاند . برای پیشبرد و تنوع و رونق زندگی هر روز قدمی هر چند کوچک بردارید .

17. نسبت به همسرتان احساس مسئولیت کنید.
احساس مسئولیت چیزی نیست که از خارج به فرد تحمیل شود . احساس مسئولیت ، به معنای واقعی آن ، امری کاملاً ارادی است ؛ پاسخ آدمی است به نیازهای یک انسان دیگر ، خواه این نیازها بیان شده باشد یا بیان نشده باشد." احساس مسئولیت کردن" یعنی توانایی و آمادگی برای "پاسخ دادن". پاسخ به عشق دیگری و توجه به نیازهای روانی او.

18. به همسرتان احترام بگذارید و احساسات او را درک کنید.
منظور از درک احساسات آن است که همسر خود را آن طور که هست بشناسید : از نظر خصوصیات اخلاقی ، عقلی ، ایمانی ، ایده ها ، آرزوها و بالاخره احساسات و عواطف . احترام گذاشتن به همسر عبارت است از پذیرش وی آن طور که هست و ارزش گذاشتن به شخصیت و کمالات او که مظاهر آن در گفتار و کردار در فرهنگ های مختلف متفاوت است . بنابراین همسران باید ضمن وحدت فرهنگی از مصادیق احترام در زمینه های مختلف تبعیت کنند و آنها را در مورد همسر خود به کار بندند.


منبع : مشاوره در آستانه ازدواج - تالیف سید مهدی حسینی بیرجندی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:36  توسط مریم  | 

چرا خانم ها ارتباط جنسی را متوقف می سازند

 

 

چرا خانم ها ارتباط جنسی را متوقف می سازند
تصورات کلیشه ای متعددی وجود دارد و حاکی از این مطلب است که وقتی دو نفر در یک رابطه دو جانبه ی تعهد آور قرار دارند و پس از گذشت مدت زمانی دیگر با هم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، تنها کسی که پایان این رابطه را طلب می کند بدون شک خانم است. در یک چنین حالتی خانم ترجیح می دهد کتاب بخواند، به موهایش رسیدگی کند، لباس ها به خشکشویی ببرد و خلاصه هر کاری که ممکن است انجام دهد، فقط ارتباط صمیمانه فیزیکی با همسر مهربان و دوست داشتنی خود برقرار نکند.
البته او همیشه اینگونه نبوده؛ به هر حال زمان هایی وجود داشته که ارتباط آنها پر شور و حرارات بوده و هر دو نفر برای هم از جذابیت بالایی برخوردار بوده اند؛ اما در حال حاضر باید با تاسف زیاد گفت که آن عشق و شور و حرارات اولیه از بین رفته و خبری از آن نیست.


روانپزشکان بر این باور هستند که از میان 20 میلیون زوجی که رابطه زناشویی خود را به تازگی آغاز کرده اند و کمتر از 10 مرتبه در سال با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند تقریباً نیمی از آنها به دلیل تصمیم جنس مونث یک چنین رابطه ای را تجربه می کنند. البته اخیراً کتابی با عنوان "شوهرم دیگر رابطه جنسی نمی خواهد" (هنگامیکه آقایون از ادامه برقراری رابطه جنسی سرباز می زنند و اینکه خانم ها چه عکس العملی انجام می دهند) در حال چاپ و انتشار می باشد. این کتاب از طریق انتشارات هارپر ویلیامز و ویلیام مارو در ژانویه سال 2008 به نشر انبوه خواهد رسید. ما مطمئنیم که میلیون ها نفر به این کتاب علاقمند خواهند شد و همچنین این کتاب می تواند کمک بزرگی به آنها باشد به ویژه زمانیکه جنس مذکر تصمیم به متوقف ساختن ارتباط جنسی میگیرد.


زمانی که ما مشغول تحقیق و بررسی پیرامون این کتاب بودیم با مردهای بسیار زیادی برخورد می کردیم که در زندگی های مشترکی قرار داشتند که هیچ گونه ارتباط جنسی با همسران خود برقرار نمی کردند، اما درصد بسیار زیادی از این افراد اظهار می داشتند که این همسرانشان هستند که از برقراری رابطه جنسی امتناع می ورزند نه خود آنها. این مردها گیج می شدند، از نظر عاطفی و روحی آسیب می دیدند و از اینکه شریک زندگیشان تمایلی به آنها ندارد، احساس ناخوشایندی پیدا می کردند. برخی از آنها حتی دلیل یک چنین مسئله ای را نیز نمی دانستند و از ما سوال می کردند که چرا یک چنین اتفاقی در زندگی شان روی داده و برای بازگرداندن شور و حرارات و عشق و علاقه اولیه به زندگی خود چه کاری می توانند انجام دهند. بسیاری از آقایون هم برای ما نامه نوشته و از ما درخواست می کردند که این قضیه را از نقطه نظر خانم ها بررسی کنیم. ما هم برآن شدیم تا تحقیقات جدید خود را در این مورد که چرا خانم ها ناگهان از ادامه برقراری رابطه جنسی صرفنظر می کنند، شروع کنیم.


در هر صورت باید توجه داشت که پاسخ به این پرسش امر ساده ای نیست. عدم تمایل به شریک زندگی معمولاً مقوله ای است که به دلیل مسائل مختلف ایجاد می شود و امروزه جزء یکی از حادترین مشکلات مربوط به روابط جنسی میان همسران قلمداد میشود. از نظر پزشکی به این بیماری "اختلال عدم تمایل جنسی" (HSDD) اطلاق میشود. انجمن روانشناسی امریکا آن را به عنوان " غیاب یا کمبود تمایلات و افکار جنسی کافی برای برقراری یک رابطه جنسی می داند که منجر به ایجاد استرس ها و اضطراب های درونی و بیرونی در فرد شده و دلیل آن هم به خاطر مصرف الکل یا دارو و یا مواد مخدر نیست."


البته باید توجه داشت که اگر فردی در یک رابطه طولانی مدت شهوت بالایی از خود نشان نمی دهد و این امر هیچ گونه ناخوشی را برای هیچ یک از آنها ایجاد نکند، نمیتوان نام بیمار بر او گذاشت و او را دچار اختلال HSDD دانست. در این قسمت نکته ای کاملاً بدیهی اما در عین حال مهم وجود دارد. اگر دو نفر با علاقه ی زیاد با هم ازدواج کنند، و پس از مدتی رابطه جنسی برای هر دوی آنها از اهمیت بالایی برخوردار نباشد (و اصلاً رابطه به دلیل یک چنین مسئله ای ایجاد نشده باشد) آنها در زندگی خود به مشکلی برخورد نخواهند کرد چرا که هیچ یک از این دو نفر هیچ گونه استرس بیرونی و یا درونی را متحمل نشده و بر شخص مقابل نیز متحمل نمی کنند.


اما متاسفانه همیشه اوضاع به همین آرامی و ملایمت پیش نمی رود. در بیشتر موارد یکی از طرفین تمایل شدیدی به برقراری این رابطه از خود نشان می دهد و طرف دیگر هیچ گونه میلی به انجام این کار ندارد. چرا؟ چه نوع اختلاف های جنسی ممکن است در یک چنین شرایطی وجود داشته باشد که یک نفر منزجر شده و دیگر تمایل پیدا میکند؟


در این قسمت قصد داریم تا مروری بر روی چند پاسخ ابتدایی که روانپزشکان در این مقوله مطرح کرده اند، داشته باشیم.


زمانی که با خانم ها صحبت می کنیم تعداد بسیار زیادی از آنها در پاسخ به پرسش ما می گویند که خودشان هم نمی دانند. آنها گیج می شوند و آرزو می کنند که ای کاش شهوت و حس علاقه ی خود را مجدداً باز یابند. برخی دیگر قدری ریزتر شده و مسائلی نظیر نزدیکی دردآور، عصبانیت و افسردگی را از جمله دلایل خود برای عدم علاقه به این ارتباط ذکر می کنند. برخی دیگر هم اظهار می دارند که می خواهند به طور قطع مطمئن باشند که باردار نمی شوند.


اجازه دهید با مثالی این مطلب را بهتر توجیه کنیم: احساس درد در حین برقراری رابطه جنسی برای یک خانم به بدی احساس عدم توانایی در نعوذ برای یک مرد می باشد. اکثر خانم ها خجالت می کشند که در این مورد با همسران خود صحبت کنند و در عوض ترجیح می دهند که در سکوت رنج کشیده و از برقرای رابطه جنسی امتناع ورزند. به هر حال اگر رابطه جنسی با درد شدید همراه باشد، آنوقت چه کسی دوست دارد یک چنین رابطه ی دردآوری را تجربه کند؟ همچنین این امر عواقب متعدد روانی و جسمانی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. درمان برخی افراد بسیار ساده بوده و تنها با تجویز مصرف دز پایینی هورمون های مخصوص قابل درمان می باشد. درمان برخی دیگر قدری دشوار بوده اما هنوز هم می توان به بهبود آنها امیدوار بود.


افسردگی نیز یکی دیگر از دلایل عمده تحلیل شهوت جنسی در خانم ها به شمار میرود و باید اظهار داشت که بسیاری از قرص های ضد افسردگی نیز می توانند به عنوان دلیل کاهش میل جنسی در خانم ها به شمار روند. داروهایی که به نوعی بازدارنده جذب مجدد سروتین هستند، نه تنها تمایل جنسی را کاهش می دهند بلکه می توانند توانایی حس عشق ورزی و رابطه رمانتیک را نیز به طور موقتی از فرد بگیرند.


برخی خانم ها نیز به دلیل عصبانیت هیچ گونه تمایلی به برقراری رابطه جنسی با همسران خود ندارند. آنها تصور می کنند که آقایون باید بیشتر در کارهای خانه به آنها کمک کنند و بیشتر با بچه ها باشند. گاهی اوقات هم مشکوک می شوند که شاید همسرشان معشوقه دارد و یا متوجه می شوند که چند سال قبل معشوقه داشته و این امر آنقدر برایشان گران تمام می شود که بیش از اندازه از نظر روحی آسیب میبینند و به هیچ وجه نمی توانند همسر خود را ببخشند. برخی از خانم ها هم میگویند که همسرشان اضافه وزن پیدا کرده و دیگر نمی تواند مانند گذشته آنها را تحریک کند. عده ی دیگری هم اظهار می دارند که تماشای تلویزیون یا بازی های ورزشی برای شوهرانشان از صحبت کردن با آنها مهم تر است و خانم هم دیگر نمیتواند یک چنین شرایطی را تحمل کند. همه این ناراحتی ها روی هم جمع شده و سبب میشود که احساس نزدیکی که خانم نسبت به همسر خود دارد از بین برود. بعد خانم به عنوان نوعی مجازات از برقراری رابطه جنسی خودداری می کند و به جای هر کار نادرستی که آقا انجام می دهد، خانم مجازات های جنسی را شدید تر می کند.


بعضی از خانم ها هم به طور کلی خسته می شوند، آنها فقط در صورتی می خواهند رابطه جنسی داشته باشند که این رابطه واقعاً ارزشش را داشته باشد در غیر اینصورت هیچ دلیلی برای برقراری چنین رابطه ای احساس نمی کنند.


ما در مورد این مطلب که چرا آقایون از برقراری رابطه جنسی امتناع می ورزند به طور گسترده مطالعه و تحقیق انجام دادیم و در میان یافته های خود به دلایل بسیار عجیبی برخورد کردیم؛ اما اکنون که قصد داریم در مورد خانم ها نیز مطالعات خود را شروع کنیم، مطمئنیم که به موارد جالب تر و تعجب آورتر بیشتری برخورد خواهیم کرد.
منبع:daneshju.ir

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:33  توسط مریم  | 

مرد پناهگاه است و زن آرامش بخش

 

 

مرد ، پناهگاه است و زن آرامش بخش

زن و مرد از تفاوتهاى لطیف و زیباى روحى برخوردارند که اگر اینها نبودند این دو موجود نمى توانستند کامل گردند زیرا آنان مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون دیگرى ناقص است .

زن علاوه بر ویژگیهاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد که در پناه مردى قرار گیرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همین جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صید قلب مرد برمى آید و اگر داراى این خصیصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شکار کند و تسخیر نماید، این خصیصه یک ویژگى زنانه است و از او زیبا .

مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد که قهرمان باشد و او را به این جهت بپذیرند، و نیز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نیروئى که او را راحتى جان ببخشد، نیازمند است که این هر دو نیاز، به وسیله زن ، رفع مى گردد و آفرینش با حکمت و تدبیر، همه این تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخیر دل مرد نمى گشت …

این جهت را قرآن مجید تصریح کرده و مى فرماید :
و من ژ ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا ایها و جعل بینکم مودة ورحمة

(… و از آیات و نشانه هاى او این است که براى شما از نفس و جان خودتان زوج آفریده است تا آرامش دل بجوئید و در میان شما مودت و رحمت قرار داده است .)

احساسات متفاوت

زن و مرد، حتى در احساس ها و طرز برداشتها از حقایق و واقعیات متفاوتند تا آنجا که در چگونگى عشق و علاقه به یکدیگر کاملا تفاوت دارند با اینکه جذب و انجذاب طرفینى است ، معذلک نوع علاقه شان به یکدیگر مانند هم نیست . نظام حکیمانه آفرینش ، مرد را مظهر طلب ، عشق ، تقاضا و نیاز آفریده است و زن را مظهر محبوب بودن ، معشوق شدن و جلوه و ناز قرار داده است و احساسات مرد طلب انگیز و احساسات زن ناز آمیز است .

معمولا زن ، هنگامى احساس شکــست مى کند که مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب وقع گردد، در صورتى که مرد، موقعى احساس ‍شکــست مى کند که زن و همسر دلخواهش را نیافته یا پس از یافتن نتوانسته است او را در اختیار داشته باشد .

مهر زن و مرد از آیت هاى الهى است

قرآن مجید که انسان را خلیفة الله دانسته بعد انسانى او را پرتوى از وجود الهى مى شمارد، مقصد، مقصد، معشوق ، معبود و محبوب حقیقى و نهائى انسان را کمال و جمال مطلق ، (الله ) تعالى معرفى کرده و عشق و محبت و مهر و وداد او را برخاسته از کمال جوئى و جمال دوستى وى مى داند. و مهر و علاقه اى که میان زن و شوهر هست (علاوه بر علائق و لذائذ حیوانى ) از نوع عشق به جمیل مطلق و پرستش خداى متعال مى باشد که فرمود است :

و من آیاته ان لکم من النفکــسم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم مودة ورحمة ان فى ذلک لایات لقوم یتفکرون
(و از آیتها و نشانه هاى او این هست که از نوع و جان خودتان براى شما جفتهایتان را آفرید تا آرامش دل بجوئید و میان شما مهر و مودت و شفقت و رحمت قرار داد، بى تردید در این جهت همواره آیتها و نشانه هائى براى اندیشه هائى براى اندیشمندان مى باشد.)

در هر دو مورد ، هم آفرینش همسر و جفت از نفس و جان خود انسان و هم در ایجاد مهر و محبت ، تکیه شده است بر آیت بودن که انسان آیت و نشانه خدا است و مهر و دادش آیتى دیگراست ….

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:31  توسط مریم  | 

تفاوتهای روانشناسی و بیولوژیکی زنان و مردان

تفاوتهای روانشناسی و بیولوژیکی زنان ومردان

تفاوتهای بیولوژیکی

۱- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این  توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
 از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند. 

۲- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

تفاوتهای روانشناسی

۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.

۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.

۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.

۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 23:20  توسط مریم  | 

تجاوز جنسی و پس‌لرزه‌های روانی

 

 

۲۳شهریور۱۳۸۸

توصیه‌ها و هشدارهایی از دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم روان‌شناس و مدرس دانشگاه – دکتر مجید سلطانی
تجاوز جنسی و پس‌لرزه‌های روانی
تابستان ۱۲ سال پیش، حوالی همین روزها بود که غلامرضا خوشروی کوران کردیه که رسانه‌ها به او «خفاش شب» می‌گفتند، در تهران به دار مجازات آویخته شد. پس از اعدام او، بارها در مطبوعات کشورمان، روان‌شناسان به موضوع تجاوز و ریشه‌های آن از منظر روان‌شناسی نگاه کردند اما کمتر کسی از منظر قربانیان به این موضوع نگاه کرد و کمتر کسی کوشید تا به بازماندگان آن فاجعه کمک کند دوباره با ذهن و روانی سالم به زندگی برگردند. در دوازدهمین سالگرد اعدام خفاش آن شب‌های تهران، از دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه، خواسته‌ایم تا به آن موضوع قدیمی از این زاویه جدید، نگاه مجددی بیندازد…
سلامت : آقای دکتر! اگر موافق باشید، بحث را به صورت کلاسیک از «تعریف» شروع کنیم.
بله، تجاوز جنسی در تعریف، عبارت است از تجاوزی که منظورش صرفا آمیزش جنسی نیست و معمولا با قدرت جسمی یا به زور جسمی صورت می‌گیرد و بیشتر در اثر میل به سلطه‌جویی یا تحقیر فرد مورد تجاوز رخ می‌دهد و می‌شود گفت که بیشتر یک عمل خشونت‌آمیز است تا یک عمل جنسی.
 
سلامت : با این اوصاف، فرد متجاوز باید شخصیتی پرخاشگر داشته باشد؛ درست است؟
به هر حال، یک رفتار جنسی طبیعی است ولی از طرفی، دارای حالت‌های ضد اجتماعی هم هست.در بیشتر موارد می‌بینیم که مرد تجاوزگر شخصی است که برای قربانی آشناست واکثر تجاوزهای جنسی از پیش طراحی می‌شوند و بیش از نیمی از آنها در منزل خود قربانی اتفاق می‌افتد.در برخی موارد (مخصوصا در مواردی که قربانی خردسال یا نابالغ است) شاید قربانی ابتدا گمراه شده و سپس مورد تجاوز قرار گیرد ولی اگر فرد قربانی تمایلی‌ نشان ندهد، به احتمال زیاد این عمل با زور و تصرف انجام می‌شود.
 
سلامت : آیا روی تجاوزگران مطالعه‌ای روان‌شناختی صورت گرفته که بدانیم از نظر روان‌شناسی، آنها چه ویژگی‌هایی دارند؟
بله؛ بیشتر متجاوزان از لحاظ اجتماعی‌اقتصادی در رده‌ای پایین هستند و معمولا آدم‌هایی کم‌هوش، کم‌سواد و کم‌درآمد هستند. همان‌طور که گفتم بیشتر تجاوزها دارای نقشه قبلی هستند و در بسیاری از موارد از لحاظ آماری می‌بینیم که این امر با همسایگان رخ می‌دهد و عمدتا در شهر‌های بزرگ و شبانه اتفاق می‌افتد. به هر صورت، این عمل ممکن است در خیابان‌ها، در شب، در یک اتومبیل، در پارکینگ یا مغازه بزرگ، در آسانسور، راهروی ساختمان و یا موقعیت‌های دیگر که قربانی شانس کمتری برای فرار دارد، انجام گیرد. گاهی تجاوزگر با تظاهر به اینکه حامل چیزی است ممکن است وارد خانه یا آپارتمان قربانی ‌شود و …
 
سلامت : قربانیان تجاوز معمولا از چه گروه‌هایی هستند؟
هر کسی می‌تواند قربانی باشد؛ از کودکان و بالغان مذکر گرفته تا سالمندان؛ اما زن بودن، جوان بودن، بیوه بودن، بی‌قید بودن و داشتن رفتاری اغواگرانه و نمایشی، احتمال وقوع این امر را افزایش می‌دهد.
 
سلامت : از لحاظ روانی آنچه خیلی مورد توجه روان‌شناسان است، این نکته است که بسیاری از قربانیان روی این قضیه سرپوش می‌گذارند؛ درست است؟
بله؛ واقعیت این است که در اکثر موارد، چنین اعمالی گزارش داده نمی‌شود زیرا در صورت بروز این مساله، انگ بدنامی روی آنها گذاشته می‌شود و در نتیجه مشکلات قربانی افزایش می‌یابد. به همین دلیل معمولا او ناراحتی خود را تحمل می‌کند. شاید هم نمی‌خواهد جنگ و نزاع و درگیری‌های خانوادگی و قومی اتفاق بیفتد و یا از اینکه فردی آشنا را به پلیس معرفی کند، بیم دارد. شاید می‌ترسد که آن فرد تحت تعقیب قرار گیرد، زندانی شود و یا آبروریزی کند و انتقام بگیرد و … لذا این افراد با وجود احساس شرمساری یا ناراحتی یا بدنامی ترجیح می‌دهند خود را پس بکشند؛ نه اینکه وارد ماجرایی شوند که احتمالا موجب سرافکندگی علنی شود.
 
سلامت : خب، این مساله چه تبعاتی برای سلامت جسم و روان قربانی در پی دارد؟
ببینید؛ حدود یک‌سوم تجاوزها با کتک زدن همراه است وهر چه روابط یا آشنایی طرفین ماجرا نزدیک‌تر باشد، این ضرب و جرح به صورت وحشیانه‌تری رخ می‌دهد. به نظر می‌رسد زمانی که قربانی سعی می‌کند خودش را از دست تجاوزگر نجات دهد، باز هم صدمه می‌بیند و حتی احتمال خطر مرگ در این نزاع‌ها وجود دارد. اگر هم قربانی تلاش نکند، تجاوزگر تقویت می‌شود و چون قربانی رفتار تجاوزکارانه او را نمی‌پسندد، علاوه بر آسیب جسمانی ممکن است از لحاظ روانی هم آسیب ببیند. از اثرات دیگر تجاوز امکان بارداری است. طبیعی است که این حوادث می‌تواند بر زندگی و روابط زناشویی قربانی تاثیر بگذارد. گاهی قربانی توسط اعضای یک گروه جوان مورد تجاوز قرار می‌گیرد که این می‌تواند آسیب‌زاتر باشد. در نواحی مورد تجاوز گاهی ممکن است آسیب‌های جسمی از قبیل بریدگی‌ها و کبودی‌هایی دیده شود. تهوع و درد شکمی نیز رایج است. زنانی که تجاوز جنسی را تجربه کرده‌اند، این احتمال برایشان وجود دارد که در آینده به درد مزمن لگن خاصره، درد شکم، نشانگان دفع تحریک‌پذیر و بدکاری جنسی دچار شوند. خاطره تجاوزی که با آسیب جسمی همراه است، می‌تواند به بروز انواع بیماری‌ها در زنان منجر شود. به علاوه، قربانیانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند، با خطر ابتلا به بیماری‌های مقاربتی، از جمله ایدز مواجه می‌شوند. تقریبا همه زنان قربانی، تا حدی به اختلال هیجانی یا روانی دچار می‌شوند؛ حتی اگر ابتدا به آن واکنش نشان ندهندیااحساسات خود را انکار کنند و بکوشند به زندگی طبیعی خود ادامه دهند. در برخی موارد نیز آنها به خشم، ترس، احساس عدم امنیت، افسردگی، بی‌خوابی، کابوس، بیزاری از آمیزش جنسی و احساس بی‌حرمتی و فقدان کنترل نفس دچار می‌شوند.
 
سلامت : خب، این حالت‌های روانی تا کی ادامه پیدا می‌کند؟
این حالت‌ها ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد از تجاوز ادامه پیدا کند و هر رویدادی که تجاوز جنسی را به یاد بیاورد یا قربانی را به این فکر بیندازد که او بر زندگی خود کنترلی ندارد، می‌تواند احساس‌های فوق را حتی بعد از آنکه دیگران فکر ‌کنند که او بهبود یافته است، راه‌اندازی کند و گاهی نیز این مساله به احساس گناه منجر می‌شود.
 
سلامت : ولی بسیاری از قربانیان ممکن است هیچ نقش و اختیاری از خودشان در این قضیه نداشته باشند؛ آیا این احساس گناه در آنها هم ممکن است دیده شود؟
واقعیت این است که حتی در چنین شرایطی نیز بسیاری از آنها ممکن است احساس ‌کنند خودشان به نوعی در این امر مسوول بوده‌اند؛ مثلا بعضی زنان قربانی شاید با خودشان بگویند اگر سرسنگین‌تر رفتار می‌کردم چنین نمی‌شد، یا اگر اطمینان حاصل می‌کردم که در و پنجره‌ها را قفل کرده‌ام یا اگر از تنها ماندن با فرد متجاوز پرهیز می‌کردم یا… در نتیجه خیلی از این قبیل افراد نیز ممکن است احساس گناه یا بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی کنند.
 
سلامت : اختلالات روانی که معمولا متعاقب این امر اتفاق می‌افتد، چه اختلالاتی است؟
ابتلا به اختلال استرس پس از ضربه روانی (PTSD) بسیار رایج است. این اختلال هنگامی به وجود می‌آید که ذهن و بدن در اثر تحریک تجربه آسیب‌زا، از توان افتاده باشند. افسردگی، اختلال وسواس فکری‌یا عملی و سوء مصرف الکل یا مواد مخدر نیز می‌تواند از عوارض روانی این امر تلقی شود.
 
سلامت : همسران این افراد معمولا چه واکنشی نشان می‌دهند؟
خب، عده‌ای شاید هیچ‌وقت متوجه نشوند؛ عده‌ای به شدت پرخاشگر و عصبی شده و حتی خطرناک می‌شوند و ممکن است به همسر خود با به فرد متجاوزنگاه کنن 

این مطلب برگرفته از مجله سلامت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:1  توسط مریم  |